روی سطر های کلماتش موریانه ها روزه میگیرند
/* /*]]>*/
او زاده شد
اول بار
در شوکران یک جام
کمر باریک
در ان
سوی کوه های فوجی
و اری
او باز
زاده شد
و دوم بار
در این
سوی تبت
جای میان
زهر خنده های من و تو
-
هایکو مهره دار است
دلش بی هیچ مهره ای
زند ست
خودم بار ها دیده ام
در یک
افق تنگ وترش
بر آمده
از روزن آسمان
درست به
وقت طلیعه یک روز ، شب
زده
چونان شهابی
آسمان لحظه را روشن می کند
خودم بار ها دیده ام
روی سطر های کلماتش موریانه ها روزه میگیرند
-
در همین
جنگل صفحه اول نگاه کن
پرندگان پر شاخه
قبل آنکه
سبز شوند
میپرند .
-
دقت کن
کلمه بر
لبان هایکو
چه اندازه حجب دارد
و قبل
آنکه رشته رشته
سفید
آسمان اتاقک دلت
را پر کند
حبس گلویت میشود
.
-
تا به حال گیاهدانه ای را
دیده ای
قبل آنکه
در افق
بلندای رشد گیرد
به ریشه دل بندد
همین
نوا بامدادی