باید به لحظه دل سپرد
ابدا بد نیست
گاهی باید گنجشکوار
بر تارک درختها
جستی زد و
خواندو
به هیچ خاری
تن نیالاند
من ماهی می شناسم
در تنگ هفت سین سالی که سالهاست بگذشتست
تمرین چرخش برمودای می کرد
و شاد می شد
وقتی نگاهی را
به خویش
خیره می دید
باید به لحظه دل سپرد
و تن از غبار چشمهای بیرونی شست
تو خود همانی
که می بینی
و باور کن
تو بیش از آنکه فکر کنی گنجشکی
چون
به گنجشک
فکر می کنی
باور کن
همین
راستی
شنیده ام
چند قواره پایین تر از
زمین خیال تو
خورشید مستقیم می تابد
خود را زود به آنجا برسان
این بار همین
نوا بامدادی
9/2/88
+ نوشته شده در ساعت توسط نوا بامدادی
|