تا سانس بعد زیستن ،،، خدا بزرگ است .
برای پرواز بال های بهانه اند
خود را به پهن گستر عمق دره رها کن
آنجا جای میان زمین و آسمان
دل تیمار می کنند
ای رام گشته به پنجه اوستاد
رم کن
تا واکنی تبار خویش زمنیت
ز من شدن
تا بهر بودن مدام
شهنه را رها کنی
تا سانس بعد زیستن
خدا بزرگ است
همین
---------------
به سادگی لبخندیست
رویدن
باید جنم سبز شدن را بر پیشانی
عرق ریزان
داشته باشی
مارک بهارین بر
هر برق دیده ای
نقش ضخیم در هم تنیده گل کردن نمی آفریند
با بوته های صبح
بر کناره پنجره های
آفتابین روزانه ،
لبخندی
همیشه منظره دار باش
همین
نوا بامدادی
پ ن : سال بعد آبستن حوادثی خواهد بود که با خط درشت در تاریخ نوشته خواهند شد .
این را نه من میگویم نه خوابهایم ،،، چشمهایم به انتظارشان نشسته است
. چشمهایم .
+ نوشته شده در ساعت توسط نوا بامدادی
|